صفحه‌ی اصلی     تماس     RSS
تکامل تدریجی
مادر

زن خرابی بیشتر نبود

آن روز که گلویش را پدر فشرد

و گلوی مرا ... نیز
مطلب کامل

زنها بدون مردها ، مردها بدون زنها
با لمس کردن بدن زن به حسی جدید دست پیدا کردند. سینه ها و پوست زن را لمس کردند و با مشاهده آلت زن ابتدا متعجب ، و بعد از مدتی ، بنابر غریضه ای که داشت آنها را هدایت میکرد ، با زن نزدیکی کردند و به حسی دست پیدا کردند که تا به حال نچشیده بودند.
مطلب کامل

یک تکه از ماه
آنروز طبیب در خانه کدخدا بود و پسر وقتی توانست طبیب را ببیند به دست و پایش افتاد و چند تا تخم مرغی را که آورده بود به طبیب داد و با التماس به چشمهای طبیب آنقدر زل زد که طبیب مقداری دارو به او داد و او شادمان تر از همیشه به سمت کلبه شان دوید.
مطلب کامل

روزی شبیه گذشته
هر وقت توی خانه روضه داشتیم،همین آش بود و همین کاسه. تا ملا می آمد روضه بخواند،از زیرزمین میپرید بیرون،شروع میکرد به فحش دادن.یک بارهم،فکر کنم توی تابستان بود،که رفت روی پشت بام و از آن بالا ریید روی عمامه آقا و برای خودش خندید. طفلکی تقصیر خودش نبود. میگفتند موجی شده است. توی کدام عملیات بود؟ نمیدانم
مطلب کامل

الیزابت در طبقه ی بالا مرد
الیزابت درست بالای سر من بود و نه تنها بوی گند عرقش فضای مکعبی ناقصِ اتاق را میپیمود بلکه صدای خس خسِ سینه اش و سرفه های مکررش هم، مدام توی گوشم میپیچید.
مطلب کامل



نویسنده ها و منتقدان


شاعران


سایت های ادبی و هنری


 
بازنشر مطالب به صورت اکترونیکی و غیرالکترونیکی بدون اجازه ی نویسنده ممنوع میباشد و پیگرد قانونی دارد